تبلیغات
هنر هشتم - مطبوعات و قوانین مطبوعاتی ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی (قسمت اول)

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

جستجو



آمار وبلاگ



Admin Logo


مطبوعات و قوانین مطبوعاتی ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی (قسمت اول)
نویسنده :. فرهاد صفت -- شنبه 1 آبان 1389-02:27 ق.ظ


در طی این٧١سالی که از١٢٨۶ تا ١٣۵٧می گذرد سه قانون کلی درایران به تصویب رسیده است که با تصویب هر قانون،قانون قبلی ملغی و قانون جدید لازم الاجرا می شده است.این سه قانون به شرح زیر است:

١-­ قانون مصوب  ۵ محرم ١٣٢۶ه.ق(بهمن ماه١٢٨۶)

٢-­قانون مطبوعات مصوب ١۵بهمن١٣٣١

٣-­قانون مطبوعات مصوب ١٠مرداد١٣٣۴

وضیعت و شرایط مطبوعات را می توان در این دوران به چهار دسته تقسیم نمود چرا که در هر کدام از مرحله های زیر مطبوعات دارای شرایط گوناگون بوده اند:

 

١-­١٢٨۶-­١٢٩٩

٢-­١٢٩٩-­١٣٢٠

٣-­١٣٢٠-­١٣٣٢

۴-­١٣٣٢-­١٣۵٧

 

 ۶٩سال از حیات اولین روزنامه(کاغذ اخبار) می گذشت تا اینکه نخستین قانون مطبوعاتی در مجلس اول شورای ملی به تصویب رسید.قبل از تصویب قانون مطبوعات، خود دولت درصدد کنترل مطبوعات برمی آمد و به سانسور نشریات پرداخت .اولین پادشاهی که که در صدد تاسیس سازمانی برای سر و سامان دادن و بقولی سانسور مطبوعات بر آمد ،ناصرالدین شاه قاجار بود.ناصرالدین شاه خود به تاسیس دارلطباعه دولتی پرداخت که ریاست آن را تا مدتها محمد حسن خان(اعتماد السطنه) بر عهده داشت که بعد ها وزارت انطباعات نام گرفت.

و اولین سانسورچی  در ایران را می توان ادوارد برجیس نام برد.این برجیس انگلیسی مباشر روزنامه وقایع التفاقیه بود که وظیفه ممیزی را برعهده داشت و از او به عنوان آغازگر سانسور در ایران نام می برند.

 

 ١٢٨۶-­١٢٩٩

مشروطیت را می توان آغاز حکومت قانون در ایران دانست .یکسال پس از تصویب  قانون اساسی،اولین قانون مطبوعات در مجلس اول شورای ملی به تصویب و امضای محمد علی شاه رسید که ناگفته نماند چهار روز پس از امضای این قانون ،به فرمان محمد علی شاه قزاقان مجلس را به توپ بستند و روزنامه نگاران آزادی خواه را به طرز فجیعی به شهادت رساندند.


نکات برجسته قانون مطبوعات مصوب۵محرم١٣٢۶

 

 

 

نخستین قانون مطبوعات شامل مقدمه ،۶فصل(چاپخانه وکتابفروش،طبع کتب،روزنامه جات مقرره،اعلانات،حدود تقصیر نسبت به جماعت و محاکمه)،۵٢ماده بود.در مقدمه این قانون وموافق اصل بیستم متمم قانون اساسی مبنی بر ممنوعیت سانسور:

"عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین اسلام مبین آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است ولی هرگاه چیزی مخالف قانون مطبوعات در آن ها مشاهده شود ُنشر دهنده یا نویسنده بر طبق قانون مطبوعات مجازات می شود"

انتشار روزنامه در این قانون مبنی بر "اعلام نامه" است:

"آزاد است هر کس بخواهد مطبعه دایر نماید یا کتب و جریده یا اعلاناتی به طبع برساند باید بدوا عدم تخلف از فصول این قوانین  را نزد وزارت معارف به التزام شرعی ملتزم ومتعهد شود"

ماده۶­-هر روزنامه و جریده باید یک نفر مدیر مسَِِِِول داشته باشد متصف به صفات زیر:

١-­ ایرانی باشد

٢-­سنش به سی سال بالغ باشد

٣-مرتکب جنحه و جنایت نشده باشد

ماده۴٩­-مامورین وزارت ممعارف که برای روزنامه معین میشود و پلیس حق دارند روزنامه و دیگر جراید را در موارد ذیل توقیف کنند:

١-­آنجا که روزنامه یا جریده یا لایحه مضر به اساس مذهب اسلام باشد.

٢-­آنجا که در روزنامه یا جریده یا لایحه هتک احترامات سلطنت شده باشد

٣-­آنجا که نقشه و طرح حرکت قشونی یا دیگر اسرار نظامی مکشوف شده باشد.

۴-­آنجا که مندرجات روزنامه موجب هیجان کلی و اختلال آسایش عمومی بشود.

۵-­آنجا که دعوت بر مضادت قوای رسمیه مللکت شده باشد.

۶­آنجا که اشاعه صور قبیحه بر ضد عصمت و عفت شده باشد.

 

تنها نقصی که این قانون داشت مسکوت گذاشتن موضوع هیات منصفه بود هر چند که در اصل ٧٩متمم قانون اساسی به هیات منصفه اشاره شده بود:

"در مورد تقصیرات سیاسیه و مطبوعات هیات منصفه در محاکم حاضر خواهد بود"

 اولین محاکمه مطبوعاتی که با حضور هیات منصفه برگزار گردید محاکمه میرزا سید حسن شیرازی ،مدیر حبل المتین است.

و اما اولین قانونی که در مورد هیات منصفه تصویب شد، قانون موقت ١٠اردیبهشت ١٣٠١ هجری شمسی است.

 

در این مرحله  اصل آزادی انتشار مطبوعات در نخستین سالهای پس از مشروطیت تا انحلال مجلس سوم و ایجاد دوره فترت ده ساله پابرجا بود.اما در این دره ده ساله فترت ،یکسری محدودیت های قانونی جدیدی افزوده شد، از جمله انتشار روزنامه در زمان محمد علی علاالسطنه در دوره پادشاهی احمد شاه به اجازه "هیات وزرا" مقید شد.

 

 

١٢٩٩-­١٣٢٠

در این مرحله که با کودتای رضا خان در ٣اسفند١٢٩٩آغاز شد،مطبوعات وارد مرحله ای از اعمال سانسور شدید و خفقان شدند.

رضا خان می کوشید همه جراید را با خود همصدا کند اما در این زمینه به موفقیت نرسید و عملا پس از کودتا به توقیف جراید پرداخت.

نخستین برخورد میان رضا خان و مطبوعاتیان در اولین سالگرد کودتا بود که روزنامه ها به انتقاد از دست اندرکاران کودتا پرداختند و می خواستند بدانند که چه کسی عامل اصلی کودتا بوده است و تا آجا که رضا خان طی اعلامیه ای در همان روز گفت مسبب اصلی کودتاخودم هستم و در ١٧ اسفند همان سال ابلاغیه ای شدید الحنی  صادر نمود و در آن تهدید کرد:

"که بعد ها قلم مخالفین را می شکنم و زبان می برم"

اختناق و سانسور روز به روز بیشتر می شد و برخی مدیران و سردبیران روزنامه مورد ضرب و شتم رضاخان یا ترور قرار می گرفتند.

اما با دستگیری گروه ۵٣نفر در سال١٣١۶ به جرم طرفداری از حکومت سوسیالیستی  و در زمان شهربانی  رکن الدین مختاری فشار بیشتر شد و از طرف اداره نگارش شهربانی کل کشور دستور العمل های تندتری برای صاحبان امتیاز و مدیران جراید صادر شد.بطوریکه مقالات و خبرهای روز یکسان به جراید داده می شدتا آنجا که سردبیران قادر به تغیر تیتر نبودند و یا اینکه مسولان اداره نگارش شهربانی  یک موضوع را در اختیار  جراید می گذاشتند و می خواستند فقط پیرامون این موضوع قلم بزنند.تمام مطالب اعمم از مقالات ، اخبار،اشعار و حتی آگهی های روزنامه پس از حروفچینی و پیش  از چاپ به سازمانی بنام "اداره کل نگارش وآموزش " برده می شد و فقط در صورتی که مهر سانسور بنام روا بر آن زده می شد قابل چاپ بود.

مسِؤلیت این اداره را سالها شخصی به نام میرزا ابوالقاسم سانسور چی به همکاری دو سه تن از جمله محرمعلی خان به عهده گرفته بود که اغلب افراد بی سوادی بودندو به علت کم سوادی چنان دستکاری های مضحکی در نوشته می شد که درج آن در مطبوعات مایه تمسخر می گردید.تا اینکه در سال ١٣١٨تغییرات عمده ای در اداره کل نگارش و آموزش شد و دو تن از نویسندگان معروف مطبوعات و با سابقه چون علی دشتی و عبدالرحمن فرامرزی را به خدمت گرفتند.

در این مرحله از تاریخ روزنامه گاری ۵ قانون به اولین قانون مطبوعات افزوده شد که عبارتند از:

١-­قانون مصوب ١٠اردیبهشت١٣٠١­ در مورد هیات منصفه و انتخاب اعضای آن

٢-­قانون مصوب ١٠ابان١٣٠١­راجع به نظارت مطبوعات

٣-­قانون هیات منصفه تیر ماه١٣٠٧­شامل قانون محاکمه هیات وزرا

۴-­قانون هیات منصفه تیر ماه١٣١٠­رسیدگی به جرم های سیاسی و مطبوعاتی در دیوان جنایی و با حضور هیات منصفه

۵-­مصوب ٢٢خرداد١٣١٠­قانون مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکت

 

 

 

در این دوره تعداد مطبوعات به کمترین حد ممکن کاهش یافت  که عده ای تعداد نشریات را در آخرین سالهای حکومت رضا شاه را١ ۴عدد برآورد کرده اند.