تبلیغات
هنر هشتم - مطبوعات و قوانین مطبوعاتی ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی (قسمت دوم)

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

جستجو



آمار وبلاگ



Admin Logo


مطبوعات و قوانین مطبوعاتی ایران از مشروطیت تا انقلاب اسلامی (قسمت دوم)
نویسنده :. فرهاد صفت -- شنبه 1 آبان 1389-01:30 ق.ظ

 

١٣٢٠-­١٣٣٢

پس از خروج رضا شاه  از ایران در شهریور ١٣٢٠، مطبوعات ایران توانستند مدتی در فضای نسبتا آزادتری انتشار یابند. در واقع با پایان پهلوی اول ،مطبوعات وارد صحنه سیاسی شدند و صدها نشریه به تعداد جراید کشور افزوده شد و روزنامه ها به دو جبهه  متمایز انگلیسی- روسی منشعب شدند.

از ویژگی های عمده مطبوعات پس از شهریور ١٣٢٠:

١-­ گروهی شدن اندیشه ها

٢-­کثرت و پراکندگی روشهای سیاسی و اجتماعی

٣-­مبارزه همگانی علیه فاشیسم و دیکتاتوری

۴-­رشد همه جانبه هیات های تحریری و فنی مطبوعات و رواج فزاینده روزنامه نگاری حرفه ای

۵-­تنوع در سبک تحریر و فزونی مطالب سرگرم کننده

۶-­رواج رشوه ستانی و باجگیری خواه از طریق نشر مطالب افشاگرانه یا افتراآمیز علیه ثروتمندان و رجال درباری

 این مرحله از تاریخ مطیوعات به سه مرحله جزیی تر تقسیم می شود:


 

١٣٢٠-­١٣٢٧

رویدادهایی مطبوعاتی که در این چند سال رخ داده است:

١-­ماجرا ١٧آذر١٣٢١ که اهمیت بسیاری در تاریخ مطبوعات دارد چرا که سرمقاله نیشدار روزنامه اطلاعات  نیز به مساله  کمبود نان و خطر قریب الوقوع  قحطی  دامن زد و موجی از نارضایتی بین مردم پدید آمد که در نتیجه در ١٧آذر١٣٢١ گروهی از مردم با شعار "ما نان می خواهیم" بسوی مجلس حر کت کردند و عده ای به خانه قوام السطنه رفتند و آنجا را آتش زدند.این ماجرا سبب توقیف همگانی مطبوعات در سراسر ایران به مدت ۴٣ روز شد و فقط یک نشریه صبحگاهی بنام "اخبار روز" از جانب اداره تبلیغات وابسته به نخست وزیری

 بطور رایگان توزیع می شد.در این هنگام لایحه ای توسط دکتر علی اکبر سیاسی وزیر فرهنگ در ٢٩آذر تقدیم مجلس شد.این لایحه بعنوان"اصلاحیه قانون مطبوعات " ،تکلمه ای بر اولین قانون مطبوعات بود.

در این قانون ،در یافت "امتیاز" بر انشار مطبوعات مقید گردیده شد و "تمکن مالی"،"سرمایه علمی" و "شایستگی اخلاقی" از شرایط اصلی تصدیق صلاحیت مدیران مطبوعاتی بود و شورای عالی فرهنگ مامور تنظیم آیین نامه مربوط به تصدیق صلاحیت شده بود.

منظور از سرمایه علمی  این بود که برای تقاضا کننده امتیاز،داشتن دیپلم و برای مدیران و سردبیران داشتن لیسانس الزامی بود و این باعث اعتراض مدیرانی  چون عباس مسعودی  مدیر مسول روزنامه اطلاعات شده بود و چون از هواداران دولت و رژیم بود ،مجلس تبصره ای را به این قانون افزود که ،مدیران روزنامه ملی و مجله هایی که حداقل ١۵سال متوالی منتشر شده اند،الزامی ندارد که تصدیق شورای عالی فرهنگ را تصدیق نمایند.

 

 

 

٢-­رد یک لایه ضد مطبوعاتی توسط دولت علی سهیلی در سال ١٣٢٢

٣-­قتل احمد کسروی،مورخ و مدیر روزنامه پرچم که بدلیل نشر مطالبی خلاف احکام اسلام،قتلش از سوی مراجع تقلید واجب شمرده شده بود.

۴-­تشکیل اتحادیه مطبوعاتی در ایران در سال١٣٢۵اعضای تشکیل دهنده آن بیشتر از جناح چپ بودند و در دی ماه همان سال این اتحادیه به عضویت سازمان بین المللی روزنامه نگاران در آمد.

۵-­تشدید سانسور مطبوعات پس از سقوط حکومت پیشه وری در آذربایجان

۶-­قتل محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز در بهمن ١٣٢۶ که این هفته نامه جزء پرتیراژترین نشریات کشور  محسوب می شد و اغلب نوشته محمد مسعود بر اساس عقاید شخصی خود و مخالف با حزب توده و شاه بود و به همین دلیل اکثریت مردم منشا قتل سیاسی و را به شخص شاه نسبت می دادند که در نهایت  در اعترافات کیانوری عضو حزب توده در سال١٣۶٣معلوم گردید که حزب توده در این قتل دست داشته است.

٧-­ترور نافرجام شاه در بهمن ١٣٢٧

١٣٢٧-­١٣٢٩

پس از ترور ناموفق پهلوی دوم ،یک لایحه فرمایشی و جرایم مطبوعاتی مورد تصویب قرار گرفت که علاوه بر هتک احترامات سلطنت و توهین به  مقام سلطنت که در قانون مصوب ۵محرم ١٣٢۶ درج شده بود،هتک حرمت از اعضای خانواده سلطنتی (پدر،مادر،ملکه،اولاد،برادر و خواهر پادشاه) و هتک حرمت نسبت به نخست وزیر ،وزراء،معاونین،رئیس و،نمایندگان مجلس و اعضای هیات منصفه بعنوان جرایم مطبوعاتی شناخته شد.

دو سال بعد با آغاز سال ١٣٢٩ و با گسترش فعالیت جبهه ملی ایران به رهبری محمد مصدق ،به توقیف جراید وابسته به جبهه ملی و غارت چاپخانه ها  به منظور جلوگیری از آگاهی ملت از مبارزه وسیعی  بر علیه استعمارگران خارجی  آغاز کرده بودند،پرداختند.

 ١٣٢٩-­١٣٣٢

در ادامه توقیف جراید،با تشکیل چند میتینگ از طرف احزاب وابسته به جبهه ملی واعتصاب غذا گروهی از روزنامه نویسان در مجلس چهاردهم در دی ماه١٣٢٩،طرحی راجع به مطبوعات به رییس مجلس تقدیم گردید که پس از چند جلسه مذاکره به تصویب رسید که نظر مدیران جراید را تا حدودی تامین کرد.

تا اینکه در ١۵بهمن ١٣٣١ لایحه قانون مطبوعات به تصویب رسید و نخستین قانون(قانون مطبوعات۵محرم١٣٢۶)ملغی و منسوخ گردید.

 

این لایحه قانونی جدید مشتمل بر ۵فصل(١­تعریف و تاسیس روزنامه و مجله­٢حق جوابگویی و ایین نامه های مطبوعاتی ٣­جرایم مطبوعاتی ۴­تخلفات۵­مطبوعاتی و هیات منصفه)، ۴۶ماده و همچنین یک لایحه قانونی متمم  بود.

نکات برجسته قانون مطبوعات مصوب ١۵بهمن١٣٣١:

در این قانون لزوم دریافت امتیاز لغو  و "اجازه نامه" الزام آور شد.

ماده٢­-هرکس بخواهد روزنامه یا مجله تاسیس کند باید از وزرت کشور اجازه تحصیل نماید.

 

ماده٣­-درخواست کننده اجازه باید دارای شرایط زیر باشد:

الف- ایرانی باشد.

ب-سن او از سی سال کمتر نباشد.

ج- سابقه محکومیت جنایی و یا محکومیت جنحه ای که موجب سلب حقوق اجتماعی باشد،نداشته و محجور نباشد.

د- سواد خواندن و نوشتن فارسی به قدر کفایت داشته باشد.

ماده١۵­- جرایم مطبوعاتی:

اشخاصی که بوسیله نشر مقالات و یا جعل اخبار در مطبوعات مرتکب یکی از این جرایم:

الف- کسانی که مردم را صریحا تحریص و تشویق به خرابکاری و آتش سوزی،قتل و غارت و سرقت نماید.

ب- کسانی که افسران و افراد ارتش را به نافرمانی و عدم انقیاد و احکام نظامی ترغیب و تشویق نمایند:

از ۶ما تا سه سال محکوم

ماد ه٢٢- در جرایمی که ذیلا ذکر می شود:

الف- انتشارات مقالات مضر به عفت عمومی

ب-انتشار صور قبیحه

ج-انتشار آگهی ها یا عکس های مخالف اخلاق حسنه و آداب و رسوم ملی

د-انتشار مذاکرات سری محاکم دادگستری و یا انتشار تحقیقات مراجع قضایی که قانونا انتشار آن ممنوع است:

مرتکب به تادیه یک هزار تا ده هزار ریال غرامت محکوم می شود.

 این دوره را می توان،دوره رشد همه جانبه مطبوعات دانست.روزنامه های ملی و ضد استعماری در این برهه از زمان به افشاگری دسیسه های ضدمردمی  پرداختند.بر تعدا دنشریات کشور بیش از هر زمانی افزوده شد.

١٣٣٢-­١٣۵٧

اما با کودتای ٢٨مرداد١٣٣٢ و سقوط دولت مصدق ، فشار بر مطبوعات افزوده شد و  گروه کثیری از سردبیران و مدیران جراید بازداشت و شکنجه شدند و فصلی دیگر از مطبوعات در ایران آغاز شد که تا انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد.قانون مطبوعات حکومت مصدق منسوخ و نخستین قانون تا مرداد١٣٣۴ لازم الاجرا شد.

جلال آل احمد در کتاب "سه مقاله دیگر"، مطبوعات این دوره را اینگونه توصیف می کند:"دوره رنگین نامه تحریک کننده حیوانی ترین غرایز و خالی از حق وشعور "

در دوره نخست وزیری حسین علاء،کمیسیون های مشترک شورای ملی و مجلس سنا،لایحه قانونی جدیدی را برای مطبوعات وضع کردند.این قانون،سومین و آخرین قانون مطبوعاتی  تا انقلاب ١٣۵٧ مباشد.

ابن لایحه قانونی مشتمل بر ۵فصل(-١­تعریف و تاسیس روزنامه ومجله٢­-حق جوابگویی٣­جرایم مطبوعاتی۴­-تخلفات-۵­هیات منصفه)و ۴٢ماده بود.

در این قانون برای انتشار مطبوعات به جای اجازه نامه،"امتیاز"پیش بینی شد.

نکات برجسته قانون مطبوعات مصوب ١٠مرداد١٣٣۴:

ماده-٣­درخواست کننده اجازه باید دارای شرایط:

الف- ایرانی باشد.

ب-سن او از سی سال کمتر نباشد.

ج- سابقه محکومیت جنایی و جنحه ای نداشته باشد.

د- لااقل لیسانسه و یا از فضلا و دانشمندانی باشد که مراتب فضل و دانش آنها از نظر روزنامه نگاری از طرف شورای عالی فرهنگ گواهی شده باشد.

ه- معروف به درستی و امانت و دارای حسن شهرت و صلاحیت اخلاقی باشد.

و- توانایی مالی اداره کردن حداقل سه ماه نشریه مودر تقاضا را داشته باشد.

ماده۵-­ درخواست های تاسیس روزنامه یا مجله بوسیله کمیسیون مطبوعات رسیدگی شود.

ماده١۶-هرکس بوسیله مطبوعات به مقام سلطنت یاشخص شاه یا ملکه یا ولیعهد توهین کند به مجازات از یک تا سه سال حبس و مجازات توهین به خاندان سلطنت (پدر،مادر،اولاد،خواهر و برادر پلدشاه)از سه ماه تا یک سال حبس می شود.

در این قانون برای  نخستین بار در قوانین مطبوعاتی  ایران ،اختیار لغو اجازه انتشار روزنامه ومجله به وزارت کشور و همچنین "کمیسیون مطبوعات"مامور رسیدگی به درخواستهای تاسیس نشریات شد.

اختناق و سانسو رادامه داشت تا اینکه با روی کار آمدن  کابینه دکترعلی امینی ،مطبوعات توانستند تا حدی به مطالب انتقادی پیرامون مسایل اقتصادی و اجتماعی بپردازند و در این دوران یکساله، بظاهر به مطبوعات آزادی داده شد.اما با روی کار آمدن کابینه اسد الله اعلم این آزادی نیم بند هم گرفته شد.

در دوره نخست وزیری علم وجهانگیر تفضلی ،وزیر کشور ،تصویب نامه ای در ٢۵اسفند١٣۴١ ،به منظور توقیف و تعطیلی روزنامه ها با "حد نصاب تیراژ" در نظر گرفته شد.

در این تصویب نامه:

"انتشار روزنامه ها یا مجلاتی که امتیاز آن برای تهران داده شده است در صورتی که تیراژ روزنامه کمتر از سه هزار تیراژ،ومجله کمتر از پنج هزار باشد ،ممنوع خواهد بود."

و کمیسیونی مقرر شد که می بایست هر شش ماه یکبار به تناسب ازدیاد جمعیت و علاقه مندی مردم به مطبوعات،در حد نصاب آن تجدید نظر و تعدادآن افزوده کند.

البته در عمل هیچ گاه این کمیسیون تشکیل نشد تا اینکه دوازده سال بعد در مرداد ١٣۵٣،با تلفن مقامات وزارت اطلاعات(غلامرضا کیان پور)،ده ها نشریه با استناد به این تصویب نامه بعنوان مطبوعات کم تیراژ توقیف شدند.

از سال ١٣۴٢ تا اوج گیری انقلاب ،هیچ نشریه ای اجازه نشر نداشت مگر آنکه در اختیار رژیم و جناح های حاکم باشد.

سال ١٣۴٢ ،سال طلوع مطبوعات مذهبی و انقلابی  بود از این زمان به بعد نشریات مذهبی مخفیانه چاپ و منتشر می شد.

ویژگی مطبوعات از سال ١٣۴٢تا ١٣۵۶ :

١-­تسلط بی رقیب ساواک بر مطبوعات و مال و جان مطبوعاتیان.بطوریکه ساواک ،هر روز تماس تلفنی مرتب با سردبیران یا مدیران روزنامه ها برای اطلاع یافتن از مندرجات و ابلاغ باید ها و نباید هاو حضور متخصصان سانسور وزارت اطلاعات در چاپخانه ها و بررسی کلیه صفحات در دست چاپ

٢-­تشدید همه جانبه سانسور نه فقط در مطبوعات نوشتاری ،بلکه در همه رسانه ی جمعی اعمم از وعظ و خطابه،شعرخوانی و حتی در لغت نامه دهخدا

 

٣-­افول مطالب انتقادی تا حد نازلترین نوشته های طنز و تفریحی

۴-­پرداخت تقریبا همه مطبوعات به موضوعاتی که در زندگی اجتماعی اهمیت چندانی نداشت

۵-­ حساسیت شدید همه دولتمردان از نخست وزیر گرفته تا رییس اداره دولت در برابر کوچکترین خرده گیری  وعیب نمایی

اما با اولین شعله انقلاب در ١٩دی ١٣۵۶ بدلیل درج مقاله ای علیه امام خمینی در روزنامه اطلاعات و مبارزات انقلابی مردم ،دولتمردان رژیم احساس کردند بهتر است کمی از شدت استبداد و خفقان حاکم بر مطبوعات بکاهند در نتیجه در زمان کابینه جمشید آموزگار،فورا لایحه جدید ی را برا ی مطبوعات دست و پا کردند.در اردی بهشت١٣۵٧،جمشید آموزگار متن لایحه را قرائت  و از همان بدو انتشار با مخالفت عمومی مواجه شد،این لایحه که شامل ٣۴ ماده بود در کمیسیون مجلس مدفون شد.

در ۵ شهریور ١٣۵٧ ،کابینه آموزگار به سبب بی کفایتی ناچار به کناره گیری شد و این لایحه همچنان مسکوت ماند.

پس از آموزگار، شریف امامی وارد صحنه شد و در تکاپوی تنظیم قانونی  برای مطبوعات بر آمد و در اول مهر ،لایحه را انتشار داد.اما موج مبارزات مردم چنان توفنده بود  که سرانجام این لایحه  هم مثل لایحه آموزگار شد.

اما دولت ازهاری با توقیف روزنامه آیندگان و بازداشت چند تن از روزنامه نگاران در ١۵آبان ،موجب اعتصاب بزرگ ۶٢روزه سه روزنامه بزرگ ایران(آیندگان، اطلاعات و کیهان) شد.دولت بختیار خواهان پایان این اعتصاب بود  اما این سه روزنامه همچنان  اصرار بر اعتصاب داشتند تا اینکه در تاریخ ١۶ دی ماه ،امام خمینی طی اعلامیه ای خواهان پایان بخشیدن به این اعتصاب  شد و این سه روزنامه سرانجام پس از ۶٢ روزاعتصاب ،وارد مرحله ای جدید شدند .این سه روزنامه با تیراژ ها ی بالا(اطلاعات یک میلیون،کیهان یک میلیون و سیصد وآیندگان سیصدو پنجاه هزار  نسخه) منتشر شدند. در واقع این دوره را می توان مشابه با دوره آزادی مطبوعات در کابینه دکتر مصدق دانست.

مطبوعات در این یک ماه باقی مانده به انقلاب، با درج گزارشات واخبا ر مربوط به مبارزات مردم،به پیشبرد انقلاب کمک کردند.

منابع

معتمد نژاد،کاظم،حقوق مطبوعات

ذاکرحسین،عبدالرحیم،مطبوعات سیاسی در عصر مشروطیت

ابوترابیان،حسین،مطبوعات ایران از شهریور ١٣٢٠­١٣٢۶

فصلنامه رسانه

افتخار جهرمی،گودرز،www.parsright.blogsky.com