تبلیغات
هنر هشتم - رمزهای مصاحبه خوب

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

جستجو



آمار وبلاگ



Admin Logo


رمزهای مصاحبه خوب
نویسنده :. فرهاد صفت -- دوشنبه 16 فروردین 1389-10:29 ب.ظ




دلتان می‌خواهد مصاحبه‌های جانانه‌ای انجام دهید كه دنیا را تكان دهد اما نمی‌توانید؟ خوب ایرادی ندارد.

بیایید یك بار دیگر قدم‌های اولیه‌ای كه باید برای یك مصاحبه خوب برداشت را با هم مرور كنیم.

قدم‌هایی كه در اینجا از آنها یاد می‌كنیم، تركیبی از قدم‌هایی است كه پل ایریدل، استاد روزنامه‌نگاری رویترز، چیپ اسكانلان، روزنامه‌نگار، و برخی دیگر از اساتید روزنامه‌نگاری پیشنهاد داده‌اند. سعی شده است در نگارش متن از نمونه‌ها و مثال‌های ایرانی استفاده شود تا موضوع را راحت‌تر درك كنید.

فرض كنید تصمیم گرفته‌اید در مورد شیوع بیماری وبا در مرزهای غربی ایران با معاون سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی دیدار و گفت‌و‌گو كنید. وقت مصاحبه به دفتر او می‌روید، روبه‌روی جناب معاون می‌نشینید و تازه یادتان می‌آید كه برای پرسیدن سوال اینجا هستید. به خودتان می‌گویید: «خوب! حالا چه سوالی باید بپرسم؟»

پیشنهاد استادان روزنامه‌نگاری به شما این است كه پیش از انجام هر كاری، هدف مصاحبه‌تان را تعیین كنید. یعنی روی یك برگه كاغذ بنویسید وقتی از اتاق آقای معاون بیرون آمدید دلتان می‌خواهد چه حرفی را شنیده باشید. اینكه آقای معاون شیوع وبا را تائید كرده یا اینكه آماری از تعداد مبتلایان به وبا ارائه داده است.

مصاحبه كردن شبیه شطرنج بازی كردن است. یعنی حركتی انجام نمی‌دهید و سوالی نمی‌پرسید، مگر اینكه بدانید هدفتان از آن چیست.

یكی از راه‌های خوب برای اینكه سوالاتتان را طرح كنید این است كه خودتان را جای خواننده مطلب بگذارید و تلاش كنید بفهمید اگر یك آدم عادی جای شما می‌خواست از آقای معاون سوال بپرسد، چه می‌پرسید.

روزنامه‌نگاران سخنگوی مردم هستند. پس سوالاتی را بپرسید كه برای مردم اهمیت داشته باشد نه فقط برای خودتان. تصور كنید اگر مخاطبان نشریه شما می‌خواستند سوال بپرسند كدام سوال را اول از همه می‌پرسیدند:

«آیا شیوع وبا در مرزهای غربی ایران صحت دارد؟»

«چند نفر در عراق بر اثر وبا جان خود را از دست داده‌اند؟»

«شیوع بیماری تنها در مناطق مرزی است یا به داخل خاك كشور هم كشیده شده؟»

«وزارت بهداشت چه كاری برای جلوگیری از شیوع بیماری انجام می‌دهد؟»

«در ایران چند نفر به این بیماری مبتلا شده‌اند؟»

و سوالاتی از این دست.

مشخص كنید كدام یك از این سوالات در زمان انتشار برای مخاطب شما اهمیت بیشتری دارد تا بتوانید ترتیب مناسبی برای سوالات به دست بیاورید. این نظم در عین حال به شما كمك می‌كند كه با پرسیدن سوال‌های مرتبط به دنبال هم به مصاحبه‌تان انسجام دهید.

تصور كنید سوال اولتان «آیا شیوع وبا در مرزهای غربی ایران صحت دارد؟» است. اگر آقای معاون این موضوع را كاملا تكذیب كرد چه؟ آنگاه آیا شما از صندلی بلند می‌شوید و از او تشكر می‌كنید از اینكه وقتش را در اختیارتان گذاشته و خداحافظی می‌كنید؟

بعضی‌ها با شنیدن یك جواب غیرمنتظره به سوالشان فكر می‌كنند شالوده مصاحبه‌شان به هم ریخته و دیگر نمی‌شود درباره آن موضوع سوال پرسید. برخی دیگر هوشمندانه چنین جوابی را پیش‌بینی می‌كنند و سعی می‌كنند سوال بعدی را به‌گونه‌ای طرح كنند كه با سند یا مدرك مستدل به آقای معاون یادآوری كند كه «تكذیب فایده ندارد و ما از بروز این جریان اطلاع داریم.»

البته فراموش نكنید كه آقای معاون نباید تصور كند شما زره‌تان را از قبل پوشیده‌اید تا با او بجنگید. (البته گاهی این روش هم به درد می‌خورد) سعی كنید به او نشان دهید كه آدم منطقی هستید و حرف‌هایتان بر مستندات استوار است.

جان سواسكی، استاد فن مصاحبه موسسه روزنامه‌نگاری پوینتر، معتقد است: «مصاحبه نه علم صرف است و نه هنر. چیزی است بین هر دوی اینها و بیشتر هم به شناخت مصاحبه‌گر از جامعه برمی‌گردد.»

شما در مورد مصاحبه می‌توانید یك چیزهایی را پیش‌بینی كنید اما نمی‌توانید از هیچ‌چیزی مطمئن باشید، زیرا مصاحبه با انسان درگیر است و رفتارهای انسانی هم اغلب غیرقابل پیش‌بینی هستند.

پرسیدن یك سوال غلط می‌تواند به راحتی كل مصاحبه را از مسیر خود خارج كنند و سبب شود كه جواب مطلوب را دریافت نكنید.

سوال، مهمترین ابزار در مصاحبه است اما اغلب روزنامه‌نگاران آنقدر سوال می‌پرسند كه به جای جمع‌آوری اطلاعات، اطلاعات اصلی را گم می‌كنند. بر اساس تحقیقات سواتسكی، یك سوم تا نیمی از روزنامه‌نگاران با این مشكل دست به گریبان هستند.

هیچ چیزی ناراحت كننده‌تر از این نیست كه از یك نفر سوال بپرسید و او تنها به گفتن «آری، نه یا نمی‌دانم» اكتفا كند. روزنامه‌نگاران تازه كار اغلب منابعشان را به خاطر چنین جواب‌هایی سرزنش می‌كنند در حالی كه نوك تیز پیكان این جریان، ‌متوجه خود روزنامه‌نگار است.

در این گونه موارد اغلب سوالی كه مصاحبه‌كننده پرسیده به گونه‌ای است كه مصاحبه شونده را به گفتن جواب كوتاه ترغیب كرده است.

برخی از روزنامه‌نگاران مصاحبه را با تحقیقات پلیس جنایی اشتباه می‌گیرند و با لحن و كلامی سوال می‌پرسند كه یك بازپرس از متهم بازجویی می‌كند. همین امر سبب می‌شود مصاحبه شونده احساس خطر كند و به پاسخ‌های یك كلمه‌ای اكتفا كند.

گاهی هم این در شخصیت مصاحبه شونده است كه به پرسش‌ها پاسخ كوتاه دهد. نمونه این اتفاق چندی پیش در یكی از برنامه‌های صبح تلویزیون روی داد. جواد آتش‌افروز، مجری بخشی از برنامه، با یكی از هنرپیشه‌های تلویزیونی مصاحبه می‌كرد و پاسخ‌های یك كلمه‌ای می‌گرفت.

در این موارد مهم این است كه حوصله داشته باشید و با پرسیدن سوال‌های ریزتر مصاحبه‌شونده را به گفتن جزئیات ترغیب كنید. پرسیدن سوالات با كلمات پرسشی مثل «چطور شد كه ...»، «چرا...» هم به شما كمك می‌كند.

شنونده خوبی باشید

یكی از اساسی‌ترین كلیدهای یك مصاحبه خوب، شنونده خوب بودن است. روزنامه‌نگاران خوب در اصل شنوندگان خوبی هستند. به آنچه دیگران می‌گویند توجه كنید. ناخوشایندترین افراد هم گاهی حرفی كه به درد شما بخورد می‌زنند.

گاهی اوقات پیش می‌آید كه در حین مصاحبه، مصاحبه‌شونده چند لحظه مكث می‌كند. در این موارد حتی اگر زمانتان كم است، سعی نكنید سكوت او را بشكنید و به مصاحبه‌شونده فرصت فكر كردن بدهید.

زمانی كه مصاحبه‌شونده در حال پاسخ دادن به سوال شماست در ذهنتان سوال بعدی را آماده نكنید. به جواب او گوش دهید. خیلی از اوقات سوالات خوب از دل جواب‌ها بیرون می‌آید.

سوالاتتان را از قبل تمرین كنید تا در هنگام پرسیدن، آنها را روان بیان كنید. پرحرفی نكنید و بعد از پرسیدن سوالتان صبر كنید تا جواب بگیرید. هیچ وقت هم از بابت پرسیدن سوالی عذرخواهی نكنید. اگر قرار است عذرخواهی كنید چرا اصلا آن سوال را می‌پرسید؟

سوالاتتان را ساده كنید و لقمه را دور سرتان نپیچانید. بپرسید: «كی این اتفاق افتاد؟»، «چرا؟»، «چطوری اتفاق افتاد؟». به همین سادگی.

از سكوت به عنوان سلاح استفاده كنید. خیلی از اوقات پیش می‌آید كه مصاحبه‌شونده پاسخی به سوال شما می‌دهد كه می‌دانید درست نیست. حال یا قصد لاپوشانی مطلبی را دارد یا هر چیز دیگر.

در این لحظات اسلحه سكوت را از جیبتان درآورید و پس از تمام شدن جواب او فقط نگاهش كنید. بدون كلمه‌ای حرف. بگذارید سكوت روی دوشش سنگینی كند. در اغلب موارد مصاحبه‌شونده تحمل نمی‌كند و شروع می‌كند به حرف زدن و اصلاح گفته‌اش.

چند نكته:

همیشه یك یا دو عدد باتری یدكی همراهتان داشته باشید. اگر از ضبط صوت استفاده می‌كنید به همراه داشتن نوار اضافه كمك بزرگی است.

خودتان باشید. تلاش نكنید به مصاحبه‌شونده ثابت كنید باهوش‌ترین، فهمیده‌ترین و حاضر جواب‌ترین روزنامه‌نگار روی زمین هستید.

خودتان را جای كسی جز روزنامه‌نگار جا نزنید. به ویژه در مناطقی كه جنگ یا درگیری در آن در جریان است زیرا اگر دستگیر شدید، ممكن است تصور كنند جاسوس هستید.

هیچ وقت و هیچ وقت در هنگام مصاحبه كنترل اعصابتان را از دست ندهید، حتی زمانی كه مصاحبه‌شونده كنترلش را از دست داده است.

هیچ وقت از اینكه سوالات احمقانه بپرسید، نترسید. اگر نكته‌ای در ذهن شما نامفهوم است، هر چه كه باشد، آن را بپرسید. چون وقتی شما متوجه نكته‌ای نمی‌شوید، مطمئنا نمی‌توانید آن را برای خواننده مطلبتان هم توضیح دهید.

احترام به عكاس را فراموش نكنید. وقتی برای مصاحبه وارد اتاق شدید حتما عكاس را به مصاحبه شونده معرفی كنید.

اگر در حین پیاده كردن مصاحبه متوجه شدید كه بخشی از حرف‌های مصاحبه‌شونده نامفهوم است، حدس نزنید كه او چه گفته. گوشی تلفن را بردارید، به او زنگ بزنید و بپرسید.

در اولین فرصت مصاحبه‌تان را پیاده كنید تا بتوانید به كمك جزئیات به آن رنگ دهید.



 همشهری آنلاین، نگین شیرآقایی